|
میلاد کوثر اهل بیت بر شمامتبرک وبسیار پر سود
عاشورای حسینی ۰ این حزن عظیم بر همه ما تسلیت باد۰
سخنان بیامبر واولاد اوست که هر که را نیاز به دانستن ان است ۰ از شما میخواهم نام این صفحه را صفحات خود قرار دهید تا در نظر دیگران قرار بگیرد۰ واگر در توانتان بود خود به دیگران منتقل نمایید ۰ بسم الله الرحمن الرحیم۰ توضیح در مورد نهوه بیان موضوعات ۰۰ هر گفته ای بیان خواست خود را دارد۰ وان را بگونه خود باید سنجید حرف دل سخنی واضح است اما اگرتنها با تفکر به ان توجه شود درکش سخت است ۰ سخنان ائمه چیزی نیست که بتوان ان را ان عامیانه بیان کرد ۰ و عامیانه ان ۰تفسیر ان است که حجم بالایی را ایجاد مینماید ودر مراتبی یک سطر ان یک صفحه خواهد شد ۰ در صورت نیازبا عنوان سوال به جواب بیشتر به مسائل میبردازیم۰
انچه گفته میشود جیزیست که در حد توان است۰۰ فرمود انکاه که ادمی را خلق کردیم ۰۰ ضمیری از این صفات در نقاط مختلف وجود او قرار دادیم وبرای رشد هر کدام زمانی مشخص کردیم ۰۰گردن به بالای بدن انسان تمام سر نفس ناطقه است که خدا وند می فرماید از روح خود دمیدم که رشد ان را در زمان بزرگ سالی ورشدعقل انسان قرار دادو فرمودگردن به بایین بدن تا نوک انگشت با غریزه واحساسات است که از ابتدای عمر با انسان همراه است وبا گذشت زمان وبزرگسالی بر انها افزوده خواهد شد که در برابر ان رشد عقل را نیز قرار دادیم تا موجب کنترل ان شود و خواسته خود را به درستی براورده کند و در میان این دو نفس ۰ نفس لوامه همان وجدان انسان را قرار دادیم تا اگر عملی نیک انجام داد موجب شادی او شود وانگیزه ای شود برای عمل نیک دیگری ۰ ودر مقابل انگاه که خطایی از او سر زد موجب ناراحتی او بشود واو را سرزنش کند تا با تشخیص عقل به نادرستی ان اگاه شود ودر دفعات بعدی از انجام عمل دوری کند ۰ وفرمود رشد الهی انسان موجب تضعیف ابعاد غریزی است ورشد بی رویه ونادرست غرایز موجب تضعیف ابعاد معنوی انسان است هر کدام موجب ضعف دیگریست ۰ وفرمود زیادی خواندن نمازموجب نزدیکی به خدا نخواهد شدبلکه انچه انسان را به خداوند نزدیک میسازد چگونگی اعمال است حقیقت عبادت شناخت خداوند ورفتار درست است چه بسا کسی به نماز بایستد وبه گفته بیامبر خاتم هر رکعت نمازش او را به جهنم نزدیک سازد وحال انکه دیگری به خواب رود وخوابش نمازی باشد به درگاه خداوند چرا در اولی این گونه است که نفس غریزیش در او ریشه دوانده وچشم او میبیند برای خطا تفکر میکند برای خطا گوشهایش در راه شنیدهای نادرست مورد استفاده است و چنین شخصی فاقد روشنایی روح الهی در قسمت گردن به بالای بدن است وبه غرایز وخطای خود میبردازد و شعله های غرایز او به گردن به بالای بدن او رفته وفرا گرفته است چشم وگوش وقدرت تفکر او را اما میبینید که به نماز میایستد وحرف از خداوند نیز به زبان می اورد که خداوند در قران میفرماید وای بر اینان که دین مرا کج جلوه داده ومردم را از راه خدا باز میدارند۰ واما در مورد دیگری این نفس ناطقه این روح عظیم الهی اوست که در دیگر نقاط وجود او ریشه دوانده واو تماما امورش ذکر خداست راه برود ذکر خدای متعال است۰ تا بنشیند وبخواب رود وتفکر کند ونهایت عبادت او نماز ۵ گانه است و در رابطه با رشد وکسب شناخت خداوندفرمود شما بایین نروید بالا بردنتان با خدای متعال یعنی رشد ادمی در قبال بالا رفتن نیست بلکه در قبال ان است که مانع از خطا های خود شود ۰ انگاه است که انس الفت با خدای متعال در دل ادمی رسوخ کرده واورا تا اعلا درجه صفات بالا میبرد ۰۰۰۰۰ ومابقی را در مراتب قبلی عنوان نمودم به صورتی کامل ۰ ودر ادامه مراتبی است که بعد از رشد نیاز به عنوان خواهد رسید انشا الله ۰ تا مدتی شما را به خدای متعال میسبارم۰ در صورت نیاز سوالی اگر بود به عنوان ان ببردازید انچه به کمک خدایم در توان باشد انجام خواهم داد۰
به مثال سخنی که یک شبه مردی را عطار نیشابوری کرد ویا گنه کاری را به درجات والای خدا شناسی رساند و به مثال بسیاری از کسانی که صاحب شدند نورانیتی عظیم را ۰ انشا الله خدای رب العالمین ۰ امیر المومنین مفرماید شما بنی ادم مردگانی هستید که خود را زنده بنداشته وبه خود مشغولید وانچه از حیات دارید متایی است موقتی وتنها در حد ادراکات لازم تا ان را دست اویزی قرار دهید برای سعادت وتزکیه نفس خود واگر نبود این خداوند هرگز ادم رانمی افرید که خدای متعال هرگز امر ابس وبیهوده بانجام نرسانده وچه بدا بر کسانی که نعمت لا یزال خدای متعال را به نزد خویش گرفته وبه عبس و بیهودگی مشغولند که مانعانی میشوند برای خود وبرای دیگران و قدرت زیبای خداوند را به زشتی خود میامیزند ۰ وفرمود اگاه شوید به نیستی خود وبه شمارش اورید خویش را جز به جزکه دستان من است وچشمان من و باهایم و کمرم وسر من ومغز من درون سرم . خود کجا هستم به مثال ان شد که میگوید فرش من است یا خانه وفرزندانم یا غذای من است که تمام اعضای وجود خود بر شمارش اورزدم وخود را نیافتم من خود کجا هستم وفرمود اگر خود را روح بدانی چرا تمام اوقات به جسم واحساساتش می انجامی چرا که روح را مراتب است وجسم را خوردن و شهوت وغیره ۰ که فرمود ادمی در ابتدا با من غیر واقعی به حیات رسیده است و مراتب ونهوه زندگی را بر او مشخص کردیم تا من غیر واقعی او وسیله ای شود برای رسیدن به من واقعی که همان روح خداوند است که در ادمی دمیده شده است که انگاه هست که ادمی را روحانی نامیده ومیتواند بگوید من منی که کسی به ادراک ان نمیرسد مگر با تزکیه نفس وشناخت خود وخدای خود وفرمود برای ان که ان را در یابی انقدر بخور که نیاز تو براورده شود مانع از خشم وغضب خویش باش مانع شو از حسد تکبر خود شهوت خویش را وسیله ای ساز برای ایجاد بندگانی صالح ابراز دانایی مکن وبسیار سعی را بر دانایی برتر وعلمی بیشتر گذار هرگز به محدودیت نرس ومانع از براورده شدن نیازهای جسم نباش بلکه بر انها توجه داشته وبه شایسته ترین صورتها نیاز خود را براور که اولیا خدا چنینند امیر المو منین بسیار ساده میزیست ولی میزیست کسی ایشان را سوال نمود چرا از انچه ما بهره مندیم نمیخورید ونمی اشامید مولایم فرمود چگونه میتوانم از خوراک ها بخورم وبیاشامم در حالی که در این زمین که من حاکم انم باشد کودکی که گرسنه باشد ۰۰۰ وبا محبت به دیگران خود را مسرور ساز ومسرت خویش را وسیله شناخت خدای خود قرار بده با همه مهربانی کن قانع وبی نیاز باش ودر هم اندیشی وهمنشینی با بندگان خدا بهترین را بر گزین واز انان که بر تو مانعانند با مدارا و تواضع دوری کن وهر لحظه به شناخت و لقالی خداوند ودست یابی به درجات عالیه انسانی امیدوار باش که زیبایی وصف ناشدنی وتحیری عظیم وشوری مداوم واسایشی بسیاردر دنیا و اخرت به تو میبخشد ۰ ۰۰۰۰۰ قسمت مهم تر ادامه داردچیزی که تحیر را به دنبال میاورد در بالا ذکر خواهد شد ۰
انسان در ابتدا صاحب چهار نفس است ۱ نفس ناحیه نباتیه که جسم مادی اوست ۲ نفس ناطقه انسانی که همان روح الهی میباشد ۳ نفس لوامه که همان وجدان اوست ۴ نفس غیر واقعی یا من غریزی و احساسی که صفت ابتدایی است که در مراتبی نفس اماره نام برده میشود
سلسله مراتب تشکیل شده ای است که که ضمیری از هر چیزی را در خود جای داده است ۰از نرمی ومحبت . یا بی تفاوتی وبی رحمی . میل به زیبایی های معنوی که همراه با ارامش وثمره است وموجب میشود وصال حبیب ومحبوب را بین بنده وخدای رب العالمین .. ودیگری توجه وتحت تاثیر لذت نفس قرار گرفتن که اگر به دست اوردن لذت نفس خارج از شرایطی باشد که سازنده اش امر کرده و خارج از قوانینی باشد که خداوند امر کرده ان لذت تبدیل به ذلت شده ومیبینید اشخاصی را تمام امر شان به غضب معنا میشود یا به شهوت و به سنین کهن سالی رسیده لذایذ را از دست داده است ولی چیز دیگری ندارد هیچ ارامشی و با گذشت زمان همواره شکسته تر وتنها تر میشوند وبعد از مرگ به جرم ظلم و لذایذ حرامشان . عمری دیگر که خداوند ان را تا ابد وبرای زمانی همیشگی مینامد در دوزخی گرفتار باشند که وصف ان ونحوه ان عذاب را در ایات کتاب خود بسیار عنوان کرده و از طرفی دیگر باز به دنیا بر می گردیم ومیبینید چه بسیار کسانی که همگی از این لذت های نفسانی بر خوردار بوده اند و ثمرهای ان فرزندان باکیزه ای بوده که خداوند به انها ارزانی داشته ودر تمام عمر در رفاه و در اسایش به سر میبرند وحتی در سنین کهن سالی ارامشی بسیار با انهاست که از هر ثمرای تشکیل شده که بالا ترینش شناختن ذات اقدس الهی وارامش ومعرفتیست که در قبال ان به دست اورده اند .اما چه گونه ارامش حاصل میشود وچگونه دوری از خداوند وظلمتی بس عمیق به شناخت ابتدایی وفعلیت انسان در هر زمانی بر میگردد ..۰۰۰۰ادامه در بالا ۰۰۰۰۰
بسم الله مقتدر دانا که هر چیزی را در چیزی دیگر جای داد وتا زمانی معلوم بنای ان را استوار گرداند . ونبود مگر انکه حکمتی زیبا . که خلقت ادمی را بر این بنای زیبا استوار کرد . تا پدیدهای فارغ از هر خلقتی دیگر به ثمر اید . که شگفتی خلقت نفس ناطقه انسان میباشد که رب ادمیان میفرماید بعد از انکه انسان را خلق کردیم از روح خود در او دمیدیم وبه او جان دادیم و او در ابتدا حیوانی ناطق است وبا غرایز خود به امور زندگی خود میبردازد انگاه که به خستگی می افتد به خواب میرود و انگاه که گرسنه میشود به دنبال غذا . وغریزه تجدید نسل وتمایل به تمام مسائلی که ریشه ای ازغرایز دارد از جمله خشم وجنگ . اما ناطق است به جهت انکه برای بر اورده کردن غرایز ورسیدگی به امور خود او صاحب قدرت تفکر میباشد که چگونه بخورد چگونه به دنبال همسری برای خود برود یا در هنگام غضب بتواند تسلط خویش را به دست گیرد واین چیزیست که او را در ابتدا از حیوانات جدا کرده و به او قدر ومنزلت میبخشد .وسبس او باید به ادامه راه ببردازد وبه درجات عالیه خود دست یابد وبه شناخت خدای خود برسد تا روح خدا در خود بیابد که اولیا و امامان را در روی زمین ایجاد کرد و فرمود مثل انها به چراغی میماند که هر به انها متوسل شود به نهایت معرفت دست خواهد یافت به دور از هر گمراهی.
|
|